×××...یه آشنا غریبه...×××
گنجشک و سنگ
اما اصلاً نه تو ، نه من! از خوبي تو بود قیصر امین پور از وسعت آرامشش دریا را به سخره میگیرد بی شک مرا در آغوش بگیر! اما نمیدانم چرا به نگاهم خیره می میانی مات زده و مهبوت!
با اين همه
تقصير من نبود
که با اين همه...
با اين همه اميد قبولي
در امتحان سادهْ تو رد شدم
تقصير هيچ کس نيست
که من
بد شدم!
همه مفهوم عشق را به من میچشانی...

| Design By : Night Skin |


