شاپرک پر زد ...قاصدک به هوا برخواست...برگ های پخش شدند
دستهایم به دستانت گره خورد
نمیدانم میدانستی ترسیدم یا نه؟!
اما میدانم به گوشه ای دور از طوفان خزیدی
و فقط با اشاره ای مرا هم صدا زدی
من مات به تو ماندم...

دستهایم به دستانت گره خورد
نمیدانم میدانستی ترسیدم یا نه؟!
اما میدانم به گوشه ای دور از طوفان خزیدی
و فقط با اشاره ای مرا هم صدا زدی
من مات به تو ماندم...
