تبليغاتX
×××...یه آشنا غریبه...×××


×××...یه آشنا غریبه...×××

گنجشک و سنگ

خواهي ماند يا براي من نمي ماني

پاسخ آن را بارها از زمان دقايق ثانيه ها پرسيده ام

آي! كسي هست كه سوال مرا پاسخي دهد؟

هيچكس!

جزسكوت صبر پريشاني

مهربانم اگر گاهي دلت را شكستم بادل تنگم

از من خرده نگير

اين دقايق اين ثانيه ها مرا پريشان تو كرده است

از من بگذر و ببخش

با من بمان و بخند

بگذار با فرياد دقايق خموش كنار بيايم

با من ميماني يا براي من نمي ماني؟

 

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:2 توسط آشنا| |


Design By : Night Skin